خرید بک لینک
رفته بودم سر حوض

تا ببینم شاید، عکس تنهایی خود را در آب...

آب در حوض نبود

ماهیان می گفتند:

هیچ تقصیر درختان نیست

ظهر دم کرده تابستان بود

پسر روشن آب، لب پاشویه نشست

و عقاب خورشید، آمد اورا به هوا برد که برد...


برچسب: نویسنده: هیراد نوروزی تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:55

سلام به همه دوستان و دست اندر کاران (منظور خودم هستم 

تا حدودی یک ماه دیگ سایت  من آماده میشه . این وبلاگ باقی میمونه و فعالیت ها تو اون سایت انجام میشن . 

روز خوش ایام به کام 


برچسب: نویسنده: هیراد نوروزی تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:55

یک روز سر صبح 

در جنگل های دور 

پرنده ای فتاد به دام 

جیغ زد داد کشید ناله کرد و آه کشید 

اما چنان مبهوت بود که ز ترس فریاد های مادر خویش لحظه ای دم بر نیاورد 

شکارچی آمد . راضی از شکار خویش دست هایش را به هم میمالید . پرنده آه کشید و دم نزد . شکارچی بسملش کرد . و تمام انرژی مادر برای توشه صبحگاهی که با دیدن پرنده کوچک رفع میشد برای همیشه در تنش ماند ...


برچسب: نویسنده: هیراد نوروزی تاريخ: يکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت: 1:55

صفحه بندی